سلام من ۱۸ سالمه ۴ساله ازدواج کردم اصلا با رفیق باز بودن شوهرم و الکل خوردنش مشکلی نداشتم تااون روزی که فهمیدم ناس بنگ و گل مصرف میکنه خیلی دعوا کردم حتی گفتم حق ندارند تا سر کوچه هم بره چند مدتع هرکاری میکنم باز میره ناراحتم میکنه اشکم رو در میاره ولی میره ی روز برای گولم بزنه پاک برمیگرده فردا لازم من میگم مثل دیروز کاری نمیکنه ولی میت میاد خونه از کارسم پشیمونه ولی بازم میکنه چکار کنم بعدش ک میاد کلا دعوا داریم ،مثلا میگه ناس مصرف نمیکنه ولی من دستمال کاغذی تو ماشینش پیدا میکنم میگه بخدا لازم میشه گردن نمیگیره برای پاسخ چکار کنم لدفا کمک کنید