سلام، خسته نباشید. من 2_3 ماهه ک با یه دختری داخل اینستا ک خیلی شانسی آشنا شدم و دیدم فامیل زنداییم هستش!(اینجوری نبود ک خودم برم بگردم، اینستا جزو پیشنهاداتم آورده بود) یکماه مثل دوست بودیم، بعد بِهَم ابراز علاقه کردیم. تاحالا چت و تلفنی باهم بودیم و هستیم. ب مامانم گفتم و اول گفته بود اگر چیزی هست بگو، اما میدونستم مخالفته، بهش گفتم و حس رضایت کرد. اما بعد از یکماه، ب زنداییم گفته چرا نگفتی، چون زندایی نمیدونست! بهش گفته نمیخام پسرم تنوعطلب بشه و ... . اما من و اون دختر، عاشق همیم و وابسته همدیگه عید میخاستیم بریم جنوب ک ببینمش(آخه کلا اونجان و من مشهد) بهش گفته تا اون اونجا باشه ما نمیام! اول به من میگه راحت باش و بهم بگو، اما الان به اون اینجوری گفته، من میخام برای اولین بار ببینمش? آدمی نیستم ک بخام با هرکسی تا کنم، ولی از بچگیم تاالان، به کسی ک احساس قلبی داشتم، همینه.. اونم ب من همینطور چیکار کنم؟ پیشنهاد شما چیه؟?? ما عاشق همیم، ولی مامانم ...? بخاطر همین استرسم، معدهدرد شدم نمیخام از دستش بدم???