من واقعا دلیلی برا زنده موندن ندارم هیچ انگیزه ای هم. ندارم هیچی هم نمی خام از همه چیزم بدم میاد میخام خودمو بکشم دیگه هم کار به گناهش ندارم رفتم پیش مشاور گفت برو روانپزشک اونم رفتم بهم قرص داد فایده نکرد زیاد حرف نمی زنم با کسی کار داشته باشم تو صفحه کیبوردم براش مینویسم از هیچی هم خوشم نمی یاد گوشمم پره از این حرف امید من امیدی ندارم دلم میخاد بمیرم راحت شم هی میگن بدتر از تو هم هست میدونم ولی من تاقتم تموم شده فقط میخام یه شانس به خودم بدم شاید شما یه چیزی گفتی از خودکشی منصرف شدم تمام آرزوهامو ازم گرفتن دلم میخاست معلم شم که دیگه دلم نمی خاد