سلام من ی دختر ۱۲ سالم که امسال آبان میشه ۱۳ سالش زندگیم از وقتی متولد شدم سخت گذشت وقتی ۲ سالم بود مادرو پدرم جدا شدن ماجرا های جدایشون اینقدر اعصاب خوردکنی بود که ۹ سال طول کشید تا جدا شن و پدرم ازدواج مجدد کرد که اونم به مشکل برخورد خلاصه که هر شب زیر پتو و هق هق های من من تا حالا طعم مادر داشتنو حس نکردم شاید بقیه بچها توی بزرگی مادرو پدرشون جدا شده اما من اصلا با مادرم زندگی نکردم که ولم کرد تا بدنیا اومدم ولم کرد بابامو خیلی دوست دارم بابام خیلی تو فشاره هم بابت شغلش هم بابت زندگی مسخرش خیلی غصه میخوره شبای بوده که فشارش زده بالا شده ۲۱ اون شب داشتم سکته میکردم اخه از دار دنیا کسی که دارمش و دوسش دارم بابامه و اگه نباشه قطعا منم نیستم خلاصه زندگیم خیلی سخته از لحاظ مالی مشکلی نداریم پول زیاد داریم ولی تنها چیزی که نداریم روانمونه اعصابمون خرابه دوست داشتم مشاور تلفنی داشته باشم ولی نمیخوام بابام بدونه. و خیلی سخته که به بلوغ رسیدمو و نیاز های که دارم نمیتونم بیان کنم فقط میخوام مثل ی دوست راهنماییم کنید منی که هیچکسو ندارم.
پاسخ مشاوران
سلام دختر گلم. با توجه به انکه کمبود محبت از سوی مادر داشته اید و شرایط روحی خوبی ندارید بهترین راهکار اینه که فکر خودتون رو با موضوع دیگری مشغول کنید. مثل یادگیری یک کار خلاقانه مثل موزیک و هنرهای تجسمی و دیگر کارهای ورزشی و فرهنگی. اینجوری کمی ذهن شما درگیر میشه و کمتر اذیت میشوید. در اخر سعی کنید به جای گریه کردن چندتا رفیق خوب پیدا کنید و با او صحبت کنید تا ارامش کسب کنید. سعی کن با خدا بیشتر رفیق بشی تا بهت ارامش بده گلم. برای مشاوره بیشتر تماس بگیرید.