الان جواب سوالم رو خوندم ولی متوجه نشدم دوستام ارتباط نزدیکی در حال حاضر ندارم کسی زیاد اطرافم نیس چون همه بیشتر تو خوشیت پیشمن حتی حوصله مامانمم ندارم میخواد شوخی کنه گوشم نمیکنم به حرفاش اصن دوس ندارم باهام حرف بزنه چون هروقت رفتم نزدیکش یجور انگار پسم زده وحس میکنم تمام تلاشمو کردم و قدر ندونسته دیگه ازش سرد شدم قبلا هم همین سرد شدنه برام پیش اومده بود وبه سختی باهاش خوب شدم نصف مشکلات از خودم باشه نصفش از خانوادمه چرا پدرمادرا خودشونو همه کاره میدونچرا عقل کل میدونن باور کنین الان به حرفای خودمم شک میکنم بااینکه میدونم راسته بازم همیشه خودمو میزارم جاشونو بهشون حق میدم خسته شدم همیشه حس میکردم اعتماد به نفسم بالاس ولی وقتی میبینم همسنام درمدرسه ک شاید مجازی خیلی تحویلم گرفتن یکم تحویلم میگیرنرولی رابطشون بااون یکی مث من کوتاه نیس وقتی حس میکنم دوستامم اونقد دوس ورفیق نیس وقتی حس میکنم تکم وقتی حس میکنم کمکم نمیکنه هیچکس باریم روشونم هستن ودرکمم نمیکنن خستم