پسرم افکارورفتارش تغییر کرده و مثل وحشی هارفتارمیکند به حرف هیچ کسی هم توجه نمیکندوحرف منطقی را قبول نمیکندمیخواهدهرکاری که دوست داردبکندحتی کارهای بداومیگویدکه من بدوپستم واصلن انسان نیستم و هرکاری بخواهم میکنم شماهم هیچ کاری نمیتوانی بکنید.اوازمانفرت داردودلیلش راپرسیدم ولی جوابم رانمیدهدازاومیپرسم چه چیزاوراناراحت کرده یاآیاماتوراناراحت کرده ایم نمیگوید.اوزورگوشده وتهدیدمیکند.هرچه به اومحبت میکنم بدترمیشودوقتی هم باخشونت رفتارمیکنم بازهم بدترمیشودازهرراهی وارد شدم تا مشکل را حل کنم نشد.اومیخواهدهمه ازاوبترسندوزوربگویدهمه رااذیت کندوهمه نوکرش باشند.من نمیدانم دیگرچکارکنم