سلام و خسته نباشید، من به پسر داییم علاقه دارم اما اون دنبال کارای خدش بود و دوس دختر داشت خلاصه بگم چهار روز پیش یکی از دوستام ت گپ خدم ادش کرد پی وی اومد حرف زدیم حس کردم احساستم دوباره برگشتن بعد یهو دعوامون شد گف ت ک همه چیو گفتی ولی چیزی ک بایدو نگفتی میدونستم میدونه اما نمیخاستم قوانینمو زیر پا بزارم اما بخاطر فشار عصبی ک روم بود و اینکه ترسیدم از دستش بدم همهه چیو بهش گفتم اونم گف بهم علاقه داره اما ب اجبار باید با ی دختر ک مشکل قلبی داره چت کنه بعد ک میخاست با اون دختر همه چیو تموم کنه انگار شرو کرده گریه کردن فرداش رفتاراش ب کلل عوض شده بود قرار بود همو ببینیم ولی گف ولش پیعم میدیم بهم گف نمیخام دل کسیو بشکنم اون دختر بخاطر من گریه کرد و همه چیو بین منو و خدش تموم کرد راستش ری اکشنم خیلی متفاوت بود الان نمیدونم خوبم بدم نمیدوونم چمه فقط میخام خدمو سرگرم کنم میشه راهنماییم کنین