رهبر
عراقیها گشته بودند پیداش کرده بودند. آورده بودنش جلوی دوربین برای مصاحبه. قد و قوارهاش، صورت بدون مویش، صدای بچهگانهاش، همه چیز جور بود. همان که عراقیها میخواستند. ازش پرسیدند: قبل از اینکه بیایی جنگ، چه کار میکردی؟ گفت: «درس میخوندم.» گفتند: کی تو را به زور فرستاده جبهه؟ گفت: «چی دارید میگید؟!! قبول نمیکردند بیام جبهه. خودم به زور اومدم، با گریه و التماس.» گفتند: اگر صدام آزادت کنه، چه کار میکنی؟ گفت: «ما رهبر داریم؛ هر چی رهبرمون بگه.» فقط همین دو تا سؤال را پرسیده بودند که یک نفر گفت: «کات!» با جوابهایش نقشۀ عراقیها رو به آب داد.