ادم داغون از اول داغون نبوده داغونش کردن آدم آرومم همینطور آدم عصبیم همینطور ولی آدم بیشعور از اوّلش بیشعور بوده!
از این جا جوک شروع میشود هاهاها حالا پاراگراف دوم جوک آغاز میشود هاهاها حالا وقت اتمام جوک رسیده است هاهاهاهههههه هاهاها
از تفریحات روزانم اینه که: تو اتوبوس یا مترو یهو از جام بلند میشم ملت که هجوم میارن به سمت صندلی خالی از جیبم موبایلم رو در میارم دوباره میشینم
از خاطرات یک دانش اموز :نشسته بودم که ناگهان حس درس خواندن به من دست داد، تا ده شمردم وصلوات فرستادم که بحمدالله رفع شد!!!
از خدا پول خواستم بانک داد، درخت خواستم جنگل داد، اتاق خواستم ویلا داد، حالا می ترسم ازش تو رو بخوام یه گله گوسفند بده
استاد پس از درس دادن :کی نفهمید. یارو :من. استاد :خوب می خواستی گوش کنی. یارو :مرتیکه قورومساق استاد :چی؟ یارو :میخواستی گوش کنی
اسمت را روي غنچه نوشتم،باز شد. رو درخت نوشتم،ميوه داد. تو صحرا نوشتم،لاله زار شد. آخه اين اسمه يا كود شيميايي؟
اسمتو رو باغچه نوشتم، گل داد! رو درخت نوشتم، میوه داد. توی صحرا نوشتم، لاله زار شد! آخه عزیزم پشکل هم شد اسم!
از این چشم بندای خواب گرفتم، از همینا که خارجیا میزنن تا راحت بخوابن، هر دفعه میزنم به چشمم هی منتظرم یکی گلومو بگیره خفه ام کنه. اصن یه وضی