مجموعه‌ای از جک‌های «جوک» برای نوجوانان؛ روی هر مورد بزن تا صفحهٔ اختصاصی‌اش را ببینی.

رفتم یه مغازه که فروشنده یه خانوم جوان بود! برگشته میگه پسرم چی میخوای :| کلا چار یا پنج سال ازم بزرگتر بود .ینی 5 سالگی ازدواج کرده ؟میشه ؟ :| هیچی دیگه منم بعد کلی خرید آخرش گفتم مامان من پول نمیدم. مادرو پسر که این حرفارو ندارن :)) بعدشم خدافظی کردم رفتم.خوب عزیزه من احساس مادری نکن :|(
امروز مامانم گوشیمو گرفته رفته تو مخاطبینم مواجه شده با: بابا1 بابا2 بابا3 بابا جدید داداش1 داداش2 داداش3 داداش جدید پسر خاله 1 پسر خاله 2 پسر خاله 3 پسر خاله جدید سرشو واسم تکون داد گفت حداقل اسما خودشونا بنویس انقدر برا خودت بابا و داداش جور نکن الهی بمیرم بچم کمبود محبت پیدا کرده باباش مرده داداش و پسر خاله ام نداره همه پسرا رو به چشم پدر و برادر می بینه.
نمیدونم چه اتفاقی افتاده که گلهای آفتاب گردن هم قاط زدن.......... چند تا گل آفتاب گردون داریم تو باغچه مون مدتیه رو به سمت شمال دارن و با نگاهی آکنده از غم سرشون رو پایین انداختن و اصلا توجهی به آفتاب ندارن انگار نه انگار صبحه .... ظهره ....... عصره اصلا نمیدونن آفتاب کدوم طرفیه احتمالا اثر تحریمه