مجموعه‌ای از جک‌های «دانشجویی» برای نوجوانان؛ روی هر مورد بزن تا صفحهٔ اختصاصی‌اش را ببینی.

مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! کمبود شديد خواب و کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمرکز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب /
طی یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری خواسته شد که با دیدن هر کدام از کلمات زیر ذهنیت و تصور خود را در مورد آن کلمه در یک جمله کوتاه بنویسند. جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخری… رییس دانشگاه ۱)مردی فرهیخته و خوشتیپ ۲)به دلیل اینکه در طی این چهار پنج سال یک بار هم ایشونو نتونستم ببینم، هیچ ذهنیتی ندارم یک وعده غذای سلف ۱)بیفستراگانوف با سس کچاپ با نوشیدنی خنک ۲)چلو لاستیک به همراه افزودنی های غیر مجاز کارت دانشجویی ۱)کارت شناسایی و هویت دانشجو ۲)تنها استفاده از این کارت گرفتن فیلم از ویدئو کلوب است خوابگاه ۱)محل استراحت و سرشار از شادی و نشاط ۲)مکانی برای همزیستی مسالمت آمیز با سوسک و موش شب امتحان ۱)شبی برای دوره کردن درسی که در طول ترم خوانده شده است ۲)شبی که تا صبح باید مثل خر درس خوند جزوه خوش خط دختر ها ۱)بمیرم از هیچ دختری جزوه نمیگیرم، من عادت دارم فقط جزوه خودمو بخونم ۲)طلای کاغذی تقلب ۱)یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان ۲)تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان مشروط شدن ۱)عمراٌ، من تو دبیرستان معدل کمتر از ۱۸ نداشتم ۲)نمک تحصیل در دانشگاه وام دانشجویی ۱)کمک هزینه برای دانشجو ۲)مثل مهریه میمونه کی داده کی گرفته ازدواج دانشجویی ۱)حرفش رو نزن من قصد ادامه تحصیل دارم ۲)کو؟ کجاس؟کسی رو سراغ داری برام؟ حراست ۱)ارگانی برای حفاظت از دانشجو از گزند خطرات ۲) ارگانی برای حفاطت از دانشگاه از گزند دانشجویان دانشجو ۱)فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است ۲)ها ایی دانشجو که وگفتی یعنی چه؟؟؟!!!!
ما دانشجوی محیط زیست هستیم. تو کلاسمون دختری بود که خیلی شر بود و توی کلاس ها اینقدر تیکه می انداخت که همه ما از خنده ریسه می رفتیم… یکی از کلاس هامون با استادی بود که خیلی سختگیر و اخمو بود و حتی همون دختر هم جرات تیکه انداختن نداشت. استاد یک بار قفسی سر کلاس آورده بود و اون دختر یک کنفرانس ۵ دقیقه ای ارائه داد و استاد به اون دختر گفت به من بگو این چه حیوونیه؟ قفس با پارچه ای پوشانده شده بود و فقط پاهای حیوون دیده می شد. این دوست ما جواب داد من نمی تونم بگم چه حیوونیه باید جاهای دیگه ای از بدنشو ببینم. استاد اخم کرد و گفت: نخیر از همین پاهاش باید بفهمی چه حیوونیه دانشجو گفت: نمی دونم …و رفت نشست استاد پرسید ببخشید خانم اسم شما چیه؟ اون هم بلند شد و پاچه های شلوارشو کشید بالا و گفت خودتون ببینید اسمم چیه