مجموعه‌ای از جک‌های «دانشجویی» برای نوجوانان؛ روی هر مورد بزن تا صفحهٔ اختصاصی‌اش را ببینی.

دارم تو محوطه دانشگاه با دوستام راه میرم یه دختره از پشت صدام کرد گفت : ببخشید اقا یه لحظه من از رفیقام جدا شدم رفتم پیش دختره گفتم جانم بفرمایید ؟ !!!!!!!!دختره : اقا با من ازدواج کنید تورو خدا !!!به جان خودم دقیقا همینطور گفت من :-o یعنی فقط دونستم که با نهایت سرعت همچون میگ میگ در رفتم !!خواستگاریمون نکرده بودن که کردن !ای دنیا
دانشجو بودیم هم اطاقیمون رفته نوشابه سون آپ گرفته گذاشته سر سفره تا رفته دستاشو بشوره و بیاد واسه همه نوشابه ریختن واسه خودش آب خالی همه میخوردن و میگفتن محسن این چه نوشابه ایه که گرفتی مزه آب میده خودش خورد گفت راست میگین چه بی مزست شاید فاسده همه که سیر خوردن بعد یکم تکونش دادن براش ریختن گفتن حالا بخور شاید باید تکونش میدادی خورد دید مزش برگشته کلی هم گاز داره ببنده خدا مونده بود چی بگه اخر ترم که بهش گفتیم گفت خدا خیرتون بده میدونید من تو این یه ترم هر وقت از این سوپری رد میشدم چقدر تو دلم فحش میدادم بهش
دانشجويان عزيز! به لحظات ملکوتي "غلط کردم! از ترم بعد مي خونم" نزديک مي شويم! عمو زنجير باف جان! ضمن عرض سلام و خسته نباشيد جهت زحمات بي دريغ شما بزرگوار، يک گِله اي داشتم از حضورتون... شما که زنجير ما رو بافتي... پَه چرا پشت کوه انداختي؟ مشکلتون دقيقاً چي بود؟ مرض داشتيد اين همه زنجير بافته شده رو پشت کوه انداختيد؟
در تورنتو کانادا يه دانشگاه بود . تازگي ها مد شده بود دخترها وقتي مي رفتن تو دستشويي ، بعد از آرايش کردن آيينه رو مي بوسيدن تا جاي رژ لبشون روي آينه دستشويي بمونه . مستخدم بيچاره از بس جاي رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود. موضوع رو با رييس دانشگاه در ميون مي ذاره . فرداش رييس دانشگاه تمام دخترها رو جمع مي کنه جلوي در دستشويي و مي گه : کسانيکه که اين کار رو مي کنن خيلي براي مستخدم ايجاد زحمت مي کنن . حالا براي اينکه شما ببينين پاک کردن جاي رژ لب چقدر سخته ، يه بار جلوتون پاک مي کنه . مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو توالت ، بعد که دستمال خيس شد ، شروع کرد به پاک کردن آينه . از اون به بعد ديگه هيچکس آيينه ها رو نبوسيد!