یه پیرمرد چاخانه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه :ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه که مثل الان نبود دو نفر خیلی بود...
یه پیرمرد چاخانه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه :ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه که مثل الان نبود دو نفر خیلی بود...