رفته بودیم با بابام بیرون. تومغازه بچه تو بغل مامانش بود بعد دستشو کرده موهای فر بابام که کمی سفیده و هی میگفت :ببی من ببی من. اصن یی وضی.
رفته بودیم با بابام بیرون. تومغازه بچه تو بغل مامانش بود بعد دستشو کرده موهای فر بابام که کمی سفیده و هی میگفت :ببی من ببی من. اصن یی وضی.