آقام داد زد: «امیر بیا هندونه بخور تموم شد»، رفتم دیدم وسط هال دراز کشیده . گفتم: «هندونه کو؟» گفت: «تو یخچاله ، بشکون بیار بخوریم!»
آقام داد زد: «امیر بیا هندونه بخور تموم شد»، رفتم دیدم وسط هال دراز کشیده . گفتم: «هندونه کو؟» گفت: «تو یخچاله ، بشکون بیار بخوریم!»