دیشب افطاری رو بابام درس کرد. حالا بعد افطار بین مامان و بابام بحث شد که دسپخت کی بهتره. معیار سنجششونم من شده بودم. اونم با این وضعععع: بابام: اگه خوب نبود پس چرا نازنین (من هستم) دو بشقاب پپپپپپپپر خورد؟ مامانم: اون آشغال خوره. هر چی بذاری جلوش میخوره!!!! بابام: پس چرا دیشب دسپخت شما رو نخورد؟ ینی از آشغالایی که نازنین میخوره بدتر بوده دیگه؟ مامانم: سر افطار اشتها نداش بچه م. یه ساعت بعدش میومدی میدیدی عین خر داش میخورد!!!!! من:| خر:)))))))))))))))) دسپخت:| افطار:|