سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بيرون. همسرم بين راه نگاه ميکنه ميگه کشتيش؟ ميگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشويي خوابش برده بود دارم ميبرمش تو رختخوابش بخو ابه !!!
سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بيرون. همسرم بين راه نگاه ميکنه ميگه کشتيش؟ ميگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشويي خوابش برده بود دارم ميبرمش تو رختخوابش بخو ابه !!!