یارو داشته از خیابون رد میشده، دوستش میبیندش. میگه چرا گوشتو پانسمان کردی. یارومیگه درد میکرد رفتم کشیدمش. دوستش میگه خاک تو سرت. همین کار هارو میکنید که براتون حرف درمیارن دیگه. لااقل پرش میکردی
یارو داشته از خیابون رد میشده، دوستش میبیندش. میگه چرا گوشتو پانسمان کردی. یارومیگه درد میکرد رفتم کشیدمش. دوستش میگه خاک تو سرت. همین کار هارو میکنید که براتون حرف درمیارن دیگه. لااقل پرش میکردی