یکی داشت برای دوستانش تعریف می کرده: آره یه بار که رفته بودم جنگل، یکدفه یه خرس بزرگ گذاشت دنبالم، من می دویدم، خرسه هم پشت سر من می دوید تا اینکه یهو خرسه شروع کرد به لیزخوردن... حالا من همینجور داشتم میدویدم… دوستش میگه: خب تو واقعا خیلی نترسی ها... من اگه بودم حتما خودمو خراب میکردم! می گه: پس فکر کردی خرسه چرا داشت لیز ...می خورد