یه شب ساعت ۹ بارون وحشتناکی میبارید، دوس دخترم زنگ زد گفت: همین الآن پیاده بیا ونک منم میام، هرکی بیشتر خیس شده بود اون عشقش بیشتره . . . .هیچی دیگه منم پای فیسبوک بودم یادم رفت، طفلک نمیدونم سرماخوردگیش خوب شده یا نه آخه دو ساله ندیدمش :))

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته