یه روز گوشی زنگ خورد نگاه کردم دیدم شمارش ناشناسه جواب دادم یه دختر بچه بود گفت : الو باباجون منم احساساتی شدم گفتم جون بابا گفت مامان میگه گه خوردی نمیای خونه هیچی دیگه تا دوروز بود راه خونه رو گم کرده بودم
یه روز گوشی زنگ خورد نگاه کردم دیدم شمارش ناشناسه جواب دادم یه دختر بچه بود گفت : الو باباجون منم احساساتی شدم گفتم جون بابا گفت مامان میگه گه خوردی نمیای خونه هیچی دیگه تا دوروز بود راه خونه رو گم کرده بودم