یارو ماشینش از گردنه امام زاده هاشم بالا نمیرفت یه بسته خرما نذر کرد، رسید بالا گفت ولش کن بابا. افتاد تو سرازیری ترمز برید گفت : یا حضرت عباس کمکم کن امام زاده هاشم داره برای یه بسته خرما خون بپا میکنه!
یارو ماشینش از گردنه امام زاده هاشم بالا نمیرفت یه بسته خرما نذر کرد، رسید بالا گفت ولش کن بابا. افتاد تو سرازیری ترمز برید گفت : یا حضرت عباس کمکم کن امام زاده هاشم داره برای یه بسته خرما خون بپا میکنه!