مردی چينى،درافغانستان بيمارشد و در بيمارستان بستری شد يک بار دوست افغانش برای عيادت به ديدنش رفت.مدتى نگذشت كه مرد چینی بافرياد گفت چينگ چونگ چانگ چون، و جان سپرد، مرد افغان كنجكاو شد تابفهمد معنای جمله آخر دوستش چه بود، به همين دليل به چين سفركرد و مدتها كوشيد تا بلاخره معنى ان جمله را پیداكرد. . . . . (پاتو از رو شیلنگ اکسيژن وردار كثافت) 

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته