یارو زانتیا می خره بعد ماشینشو میده یه درشو آبی کنن... از دور نیگا میکنه میگه نه نشد!... میده یه در دیگشو آبی میکنن.... از دور نیگا میکنه میگه نه نشد!... خلاصه میده همشو آبی میکنن. بعدش میگه :آهان! حالا شد نیسان
یارو زانتیا می خره بعد ماشینشو میده یه درشو آبی کنن... از دور نیگا میکنه میگه نه نشد!... میده یه در دیگشو آبی میکنن.... از دور نیگا میکنه میگه نه نشد!... خلاصه میده همشو آبی میکنن. بعدش میگه :آهان! حالا شد نیسان