یارو تو هواپیما تفنگشو میذاره رو مخ خلبان و میگه: از همینجا صاف میری بندرعباس خلبانه میگه: حالا چرا بندر عباس؟؟ میگه: آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دبی.
یارو تو هواپیما تفنگشو میذاره رو مخ خلبان و میگه: از همینجا صاف میری بندرعباس خلبانه میگه: حالا چرا بندر عباس؟؟ میگه: آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دبی.