عزرائیل اومده جون پیرزنه رو بگیره پیرزنه از ترسش فرار میکنه میره تو مهدکودک قاطیه بچه ها میشینه به پفک خوردن! عزرائیل میاد پیرزنه رو پیدا میکنه میگه تو اینجا چی کار میکنی؟ پیرزنه میگه عمو دارم پفک میخولم عزرائیلم میگه باشه پس بدو میخوایم بریم دَدَر!!!