به یاروميگن :يه داستان برات تعريف ميكنيم ببين كجاش دروغه،ميگه:باشه، داستان:(يه روزجمعه مردي ازكنارخيابان ردميشدناگهان تصادف ميكنه وسرش قطع ميشه مردم ميرن ازداروخونه چسب ميگيرن وسرمردوبه تنش ميچسبونن ويارو پاميشه به راهش ادامه مديده)حالاكجاي اين داستان دروغ بود، یارودرجواب ميگه:خوب معلومه جمعه كه داروخونه بازنميشه

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته