آقاي دست و دل باز خيلي اوقاتش تلخ بود. دوستش ازش علت اوقات تلخيش رو پرسيد. جواب داد: آخه دندانه شونه سرم شكست. دوستش گفت: خوب از دندانه هاي ديگر شونه ات استفاده كن. آقاهه مي گه: آخه اين آخرين دندانه شونه ام بود!
آقاي دست و دل باز خيلي اوقاتش تلخ بود. دوستش ازش علت اوقات تلخيش رو پرسيد. جواب داد: آخه دندانه شونه سرم شكست. دوستش گفت: خوب از دندانه هاي ديگر شونه ات استفاده كن. آقاهه مي گه: آخه اين آخرين دندانه شونه ام بود!