سر میز شام یادت که می افتم بغض گلویم را میگیرد،اشک در چشمانم حلقه میزند،همه با تعجب نگاهم میکنند... لبخندی میزنم و میگویم "چقدر داغ " بود!!!
سر میز شام یادت که می افتم بغض گلویم را میگیرد،اشک در چشمانم حلقه میزند،همه با تعجب نگاهم میکنند... لبخندی میزنم و میگویم "چقدر داغ " بود!!!