می خواستم برم خونه ی خالمینا گوشواره ی حلقه ای پوشیدم موقعی که رفتیم دیدم خیلی شلوغه نشستم وسط سالن یه هو دختر خاله کوچیکم اومده گریه می کنه مامان من اون النگو های تو گوش خاله رو می خوام هیچی دیگه همه بر گشتن گوشای مارو نگاه می کردن.فک و فامیله داریم؟

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته