عاقا مامانم داشت ازم کار میکشید من ناخودآگاه یاد این شعره افتادم ک میگه بیــــــــــا دوری کنیم از هم..! زیرلب این ی تیکه از شعرو گفتم یهو دیدم مامانم میگه نــــــروووو! توهم مث من نمیتونی دووم بیاری! نــــــرو! بهش میگم مامان حالا چرا یاد این شعره افتادی؟ میگه این درجواب شعری بود ک تو زیرلب گفتی!! :)))