سره ظهر یه چند ساعت خوابیدم وقتی بیدار شدم خیلی تشنم بود,یهو دیدم بابام نشسته یه پارچ اب با یخم کنارشه :D پارچو برداشتم یه نفس نسفشو رفتم بالا خیلی چسبید بابام گفت نوشه جونت خنک بود ؟؟ گفتم خــــــــیلی حال داد گفت کفه دستم سوخته میکردم تو پارچ خنک شه بعد با خنده گفت البته نگران نباش دستم تمیز بود. آخه اینم باباست؟؟؟

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته