توي دانشگاه ،تلفنچي ما يه آقاي ساده و كم سوادي بود مي رفتيم بيرون از باجه زنگ ميزديم ميگفتيم سعدي شيرازي و سهراب سپهري را لطف كن صدا بزن، اونم ميكروفونو برمي داشت و صدا ميزد ،كل محوطه دانشگاه صداي بلند گو ميپيچيد بچه هم حال ميكردن.
توي دانشگاه ،تلفنچي ما يه آقاي ساده و كم سوادي بود مي رفتيم بيرون از باجه زنگ ميزديم ميگفتيم سعدي شيرازي و سهراب سپهري را لطف كن صدا بزن، اونم ميكروفونو برمي داشت و صدا ميزد ،كل محوطه دانشگاه صداي بلند گو ميپيچيد بچه هم حال ميكردن.