رفته بوديم مکه يه پير مرد که کاروانه ما بود مثلا ميخواست سر صحبت باز کنه مخمون به کار بگيره ازم پرسيد پسرم واسه زيارت خدا اومدي؟... گفتم پَــ نَ پَـــ ...اومدم کارايه انتقاليه امام رضارو رديف کنم بياد اينجا
رفته بوديم مکه يه پير مرد که کاروانه ما بود مثلا ميخواست سر صحبت باز کنه مخمون به کار بگيره ازم پرسيد پسرم واسه زيارت خدا اومدي؟... گفتم پَــ نَ پَـــ ...اومدم کارايه انتقاليه امام رضارو رديف کنم بياد اينجا