ديشب منو بابامم داشتيم فيلم ميديديم که مامانم يه بشقاب نارنگي آورد, اولش هم خودش يکي برداشت پوست کند, همين که اولين دونه رو خورد گفت: خيلي ترشه بيا امير تو بخور منم با يه حالت(o_O) ميگم اگه ترشه پس چرا من بخورم, ميگه خوب پس بده بابات بخوره...!!! من:) بابام:\ مامان خانواده دوسته ما داريم؟؟؟