بابام با چکش به جاي ميخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پايين … تازه ميپرسه خورد به دستت؟ پـــ ن پـــ ياد گل خداداد عزيزي به استراليا افتادم، ديگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلي بود عجب گلي…!
بابام با چکش به جاي ميخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پايين … تازه ميپرسه خورد به دستت؟ پـــ ن پـــ ياد گل خداداد عزيزي به استراليا افتادم، ديگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلي بود عجب گلي…!