بابام از بیرون امده خونه.بعداز سلام و احوال پرسی بهش توجه کردم دیدم سیبلاشو زده.بهش گفتم بابا سیبلاتوزدی؟گفت؛پ ن پ فرستادمشون مزرعه تا علف بشن و غذای گوسفندها بشن.
بابام از بیرون امده خونه.بعداز سلام و احوال پرسی بهش توجه کردم دیدم سیبلاشو زده.بهش گفتم بابا سیبلاتوزدی؟گفت؛پ ن پ فرستادمشون مزرعه تا علف بشن و غذای گوسفندها بشن.