از یه بیمارستان دولتی که بیشتر دکتراش رزیدنت هستن بدو رفتم دنبال آزمایش مامانم یه بیمارستان دیگه,داداشم اس میده:مصی بیرون آزمایشگاهی?گفتم په نه په یه برج زدم تنگ بیمارستان جهت نجات بشریت از دربه دری,میگه تنهایی?گفتم په نه په کل رزیدنتهای بیمارستان و رییس با لیموزین اومدن بدرقه ام!یوقت تو این شهر غریب احساس تنهایی نکنم!!