(منو داداشم دو قلوييم) در حال قدم زدن بوديم داداشم چند متر جلوتر از من راه ميرفت يارو اول داداشمو ديد اومد جلوتر منو ديد ، رنگش پريد برگشت گفت دو قلوييد ؟ گفتم: پـَـــ نَ پـَـــ اجسام از آنچه در آينه مي بينيد به شما نزديک تر است!
(منو داداشم دو قلوييم) در حال قدم زدن بوديم داداشم چند متر جلوتر از من راه ميرفت يارو اول داداشمو ديد اومد جلوتر منو ديد ، رنگش پريد برگشت گفت دو قلوييد ؟ گفتم: پـَـــ نَ پـَـــ اجسام از آنچه در آينه مي بينيد به شما نزديک تر است!