زنه سر قبر شوهرش با گریه میگفت: بچه هات لباس ندارن، کفش ندارن، کیف ندارن! طرف داشت رد میشد گفت: ببخشید ایشون مرده یا رفته دبی جنس بیاره!
زنه سر قبر شوهرش با گریه میگفت: بچه هات لباس ندارن، کفش ندارن، کیف ندارن! طرف داشت رد میشد گفت: ببخشید ایشون مرده یا رفته دبی جنس بیاره!