امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به مأمون كه حضرتش را به پذيرفتن ولايتعهدى مجبور كرد و به ايشان گفت

إنّكَ تَتَلقّاني أبَدا بما أكرَهُهُ و قد أمِنتَ سَطوَتي ، فباللّه ِ اُقسِمُ لَئن قَبِلتَ ولايَةَ العَهدِ و إلاّ أجبَرتُكَ على ذلكَ ، فإن فَعَلتَ و إلاّ ضَرَبتُ عُنُقَكَ ـ ; قد نَهانيَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ أن اُلقِيَ بِيَدي إلَى التَّهلُكَةِ ، فإن كانَ الأمرُ على هذا فافعَلْ ما بَدا لكَ ، و أنا أقبَلُ ذلكَ على أنّي لا اُوَلِّي أحَدا و لا أعزِلُ أحَدا ··· .;

تو همواره با من برخوردهايى مى كنى كه من خوش ندارم و خودت را از خشم من ايمن مى دانى. به خدا سوگند كه اگر ولايتعهدى را نپذيرى، تو را به پذيرفتن آن مجبور مى كنم و اگر باز هم نپذيرى، گردنت را مى زنم ـ فرمود ; خداوند عزّ و جلّ مرا نهى فرموده است از اينكه با دست خود خويشتن را نابود كنم. حال كه چنين است هر كارى كه به نظرت مى رسد، بكن و من ولايتعهدى را مى پذيرم، به شرط اينكه هيچ كس را عزل و نصب نكنم··· .;

منبع: بحار الأنوار : 49/130/3 .

احادیث بیشتر این بخش