أوحَى اللّه ُ عَزَّ و جلَّ إلى داوودَ عليه السلام ; إنّكَ نِعمَ العَبدُ لولا أنّكَ تَأكُلُ مِن بَيتِ المالِ و لا تَعمَلُ بِيَدِكَ شيئا! قالَ; فبكى داوودُ عليه السلام أربَعينَ صَباحا ، فأوحَى اللّه ُ عَزَّ و جلَّ إلَى الحَديدِ ;
خداوند عزّ و جلّ به داوود عليه السلام وحى فرمود; «اگر نبود كه از بيت المال مى خورى و با دستت كارى نمى كنى، چه نيكو بنده اى بودى»، پس داوود عليه السلام چهل بامداد گريست. آن گاه خداوند عزّ و جلّ به آهن وحى كرد; براى بنده ام داوود نرم شو. و چون خداوند متعال آهن را در دست داوود نرم گردانيد، او روزى يك زره مى بافت و آن را به هزار درهم مى فروخت. پس سيصد و شصت زره بافت و آنها را به سيصد و شصت هزار درهم فروخت و بدين ترتيب از بيت المال بى نياز شد.;