النّاسُ على أربَعَةِ أصنافٍ ; جاهِلٌ مُتَردّي مُعانِقٌ لهَواهُ ، و عابِدٌ مُتَقَوّي كُلَّما ازدادَ عِبادَةً ازدادَ كِبرا ، و عالِمٌ يُريدُ أن يُوطَأَ عَقِباهُ و يُحِبُّ مَحمَدَةَ النّاسِ ، و عارِفٌ على طَريقِ الحَقِّ يُحِبُّ القِيامَ بهِ فهُو عاجِزٌ أو مَغلوبٌ ، فهذا أمثَلُ أهلِ زَمانِكَ و أرجَحُهُم عَقلاً .;
مردم چهار دسته اند ; [يكى ]نادانِ افتاده در ورطه هلاكت و هماغوش با هوس. [ديگرى ]عابد متظاهر به تقوا و پرهيزگارى كه هر چه بيشتر عبادت كند بر كبر و غرورش افزوده شود. [ديگر] عالمى كه دوست دارد مردم پشت سرش راه روند و از او مدح و ستايش كنند. [چهارم ]داناى آشنا به حقّ كه دوست دارد حقّ را برپا دارد، اما يا توانايى و قدرت ندارد يا مغلوب است. او بهترين فرد روزگار خود و خردمندترين مردم زمانه خويش است.;