هُو عِلمٌ قَلَّت مَنافِعُهُ و كَثُرَت مَضَرّاتُهُ ؛ لأنّهُ لا يُدفَعُ بهِ المَقدورُ و لا يُتَّقى بهِ المَحذورُ ، إن أخبَرَ المُنَجِّمُ بالبَلاءِ لَم يُنجِهِ التَّحَرُّزُ مِن القَضاءِ ، و إن أخبَرَ هُو بخَيرٍ لَم يَستَطِعْ تَعجيلَهُ ، و إن حَدَثَ بهِ سُوءٌ لَم يُمكِنْهُ صَرفُهُ ، و المُنَجِّمُ يَضادُّ اللّه َ في عِلمِهِ بزَعمِهِ أنّهُ يَرُدُّ قَضاءَ اللّه ِ عَن خَلقِهِ .;
آن علمى است كه منافعش اندك و مضرّاتش بسيار است؛ زيرا آنچه مقدّر باشد به وسيله اين علم دفع نمى شود و جلو بلا را به كمك آن نمى توان گرفت. اگر منجّم از بلا خبر دهد محافظت و مراقبت از خود ، او را از قضاى الهى نجات نمى دهد و اگر از خير و خوبيى خبر دهد، نمى تواند به آن شتاب بخشد و اگر بديى برايش پيش آيد، نمى تواند آن را برگرداند. منجّم با علم خدا مى ستيزد و به خيال خودش قضاى خدا را از خلق او برمى گرداند.;