امام صادق عليه السلام

إنّ زَكَريّا كانَ خائفا فهَرَبَ فالتَجأ إلى شَجَرَةٍ ، فانفَرَجَت لَهُ و قالَت ; يا زَكريّا ادخُلْ فِيَّ ، فجاءَ حتّى دَخَلَ فيها ، فطَلَبوهُ فلَم يَجِدوهُ ، و أتاهُم إبليسُ ـ و كانَ رآهُ ـ فدَلَّهُم علَيهِ فقالَ لَهُم ; هُو في هذهِ الشَّجَرَةِ فاقطَعوها ، و قَد كانوا يَعبُدونَ تلكَ الشَّجَرَةَ فقالوا ;

زكريّا از ترس گريخت و به درختى پناه برد. درخت براى او شكاف خورد و گفت ; اى زكريّا! داخل من شو. زكريّا رفت و داخل درخت شد. تعقيب كنندگان در جستجوى او برآمدند، پيدايش نكردند. ابليس كه او را ديده بود، نزد تعقيب كنندگان آمد و جاى زكريّا را به آنان نشان داد و گفت ; او داخل اين درخت است، درخت را قطع كنيد. مردم كه آن درخت را مى پرستيدند، گفتند ; ما آن را قطع نمى كنيم. ابليس آن قدر به گوش آنان خواند تا سرانجام درخت و زكريّا را [كه داخل آن بود ]شقّه كردند.;

منبع: قصص الأنبياء : 217/284 .

احادیث بیشتر این بخش