بَيْنا رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله في بعضِ أسفارِهِ إذْ لَقِيَهُ رَكْبٌ فقالـوا ; السَّلامُ علَيكَ يا رسولَ اللّه ِ، فقالَ صلى الله عليه و آله; ما أنتُم؟ قالوا; نحنُ مؤمنونَ. قالَ صلى الله عليه و آله ; فما حقيقةُ إيمانِكُم؟ قالوا ; الرِّضا بقَضاءِ اللّه ِ و التَّسْليمُ لأمرِ اللّه ِ و التَّفْويضُ إلَى اللّه ِ تعالى ، فقالَ صلى الله عليه و آله ; عُلَماءُ حُكَماءُ كادُوا أنْ يَكونوا مِن الحكمةِ أنبياءَ ، فإنْ كُنتُم صادِقِينَ فلا تَبْنوا ما لا تَسْكُنونَ ، و لا تَجْمَعوا ما لا تَأكُلونَ ، و اتَّقوا اللّه َ الّذي إليهِ تُرْجَعونَ .;
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در يكى از مسافرتهايش با كاروانى رو به رو شد؛ كاروانيان عرض كردند; درود بر تو اى پيامبر خدا . پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد; شما كه هستيد؟ عرض كردند; ما عدّه اى مؤمن هستيم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود; حقيقت ايمان شما چيست؟ عرض كردند; خشنودى به قضاى الهى و گردن نهادن به فرمان خدا و سپردن كارها به دست او. فرمود; دانشمندانى فرزانه كه نزديك است از فرزانگى پيامبر شوند. پس اگر راست مى گوييد، آنچه را كه در آن ساكن نمى شويد نسازيد؛ و آنچه را نمى خوريد نيندوزيد و از خدايى كه به سويش باز مى گرديد، پروا كنيد.;