مَرَّ النبيُّ صلى الله عليه و آله فِي سُوقِ المَدينةِ بطَعامٍ فقالَ لِصاحِبِهِ ; ما أرَى طَعامَكَ إلاّ طَيِّبا ، و سَألَهُ عن سِعرِهِ ، فَأوحَى اللّه ُ عَزَّ و جلَّ إلَيهِ أن يَدُسَّ يَدَيهِ فِي الطَّعامِ فَفَعَلَ فَأخرَجَ طَعاما رَدِيّا ، فقال لِصاحِبِهِ ; ما أراكَ إلاّ و قد جَمَعتَ خِيانَةً و غِشّا لِلمُسلِمينَ .;
پيامبر صلى الله عليه و آله در بازار مدينه از كنار بار گندمى عبور كرد. به صاحب آن فرمود; مى بينم گندم خوب و مرغوبى دارى. و از قيمت آن پرسيد. پس، خداوند عزّ و جلّ به آن حضرت وحى فرمود كه دستت را داخل ظرف فرو بَر. پيامبر صلى الله عليه و آله اين كار را كرد و گندمِ نا مرغوبى بيرون آورد. پس، به صاحب آن فرمود; مى بينم كه با مسلمانان غلّ و غش مى كنى .;