امام باقر عليه السلام

إنّ نُوحا عليه السلام لَمّا غَرَسَ النَّوى مَرَّ علَيهِ قَومُهُ فجَعلوا يَضحَكونَ و يَسخَرونَ و يقولونَ ; قد قَعَدَ غَرّاسا ! حتّى إذا طالَ النَّخلُ و كانَ جَبّارا طُوالاً قَطَعَهُ ثُمّ نَحَتَهُ فقالوا ; قد قَعَدَ نَجّارا ! ثُمّ ألّفَهُ فجَعَلَهُ سَفينَةً فمَرُّوا علَيهِ فجَعلوا يَضحَكونَ و يسخَرونَ و يقولونَ ; قد قَعَدَ مَلاّحا في فَلاةٍ من الأرضِ ! حتّى فَرَغَ مِنها .;

هنگامى كه نوح عليه السلام هسته [خرما ]را مى كاشت، قومش بر او گذشتند و شروع به خنديدن و تمسخر او كردند و مى گفتند ; كارش به درختكارى كشيده است! تا آنكه درخت بزرگ شد و به نخلى ستبر و بلند تبديل گشت و نوح آن را بريد و تراشيد. قومش گفتند ; كارش به نجّارى كشيده است! نوح الوارهاى نخل را با هم تركيب كرد و كشتى اى ساخت. باز قومش بر او گذشتند و شروع به خنديدن و تمسخر او كردند و مى گفتند ; كارش به كشتيرانى در يك دشت انجاميده است! تا آنكه نوح كار ساختن كشتى را به پايان برد.;

منبع: الكافي : 8/283/425 .

احادیث بیشتر این بخش