روزى حضرت على عليه السلام به حضرت فاطمه عليهاالسلامفرمود

يا فاطِمَةُ هَلْ عِنْدَكِ شَيْى ءٌ تُغَذّينيهِ؟ قالَتْ فاطِمَةُ عليهاالسلام; ... ما كان شَيْى ءٌ اُطْعِمْناهُ مُذْ يَوْمَيْنِ اِلاّ شَيْىٌ ء كُنْتُ اُو ثِرُكَ بِهِ عَلى نَفْسى وَ عَلى ابـْنَىَّ هذَيْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ. فَقالَ عَلِىٌّ عليه السلام; يا فاطِمَةُ اَلاّ كُنْتِ اَعْلَمْتينى فَاَبْغيكُمْ شَيْئا؟ فَقالَت عليهاالسلام;

روزى حضرت على عليه السلام به حضرت فاطمه عليهاالسلامفرمود; آيا غذايى در خانه هست تا بخورم؟ فاطمه عليهاالسلام گفت; آنچه كه در دو روز گذشته خورده ايد غذايى بوده كه من و دو فرزندم ـ حسن و حسين ـ نخورده و براى تو نگه داشته بوديم. على عليه السلامگفت; چرا به من اطلاع نداده بودى تا براى شما غذايى تهيه كنم؟ فاطمه عليهاالسلامگفت; اى ابوالحسن! من از خداى خود شرم دارم كه خودت را به خاطر آنچه كه نسبت به آن توانايى ندارى به زحمت اندازى. اين اخلاق والا، نمونه اى از برخورد كريمانه و حق شناسانه زن و مرد نسبت به يكديگر در زندگى مشترك است. ايجاد تكلّف و زحمت براى همسر، الفت و دوستى را مى كاهد.;

منبع: تفسير فرات كوفى: 83.

احادیث بیشتر این بخش