نَروي أنَّ رَجُلاً أتى سَيِّدَنا رَسولَ اللّه صلي الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسولَ اللّه ِ عَلِّمني خُلُقا يَجمَعُ لي خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ . فَقالَ : لا تَكذِب . قالَ الرَّجُلُ : وكُنتُ عَلى حالَةٍ يَكرَهُهَا اللّه ُ فَتَرَكتُها خَوفا مِن أن يَسأَلَني سائِلٌ عَنها عَمِلتَ كَذا وكَذا ، فَأَفتَضِحَ أو أكذِبَ ، فَأَكونَ قَد خالَفتُ رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فيما حَمَلَني عَلَيهِ .
روايت مى كنم كه مردى خدمت سرورمان پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! مرا اخلاقى بياموز كه خير دنيا و آخرتِ مرا در خود داشته باشد. فرمود: «دروغ مگو». آن مرد گفت: من در وضعيتى خداناپسند قرار گرفتم ، ولى مرتكب آن نشدم؛ چون ترسيدم كه كسى از من بپرسد چنين و چنان كردى؟ و من [يا بايد راستش را بگويم و] رسوا شوم و يا دروغ بگويم كه در اين صورت ، با توصيه پيامبر خدا به من مخالفت كرده باشم.